
!....پاییز کَمَکی دور تر از این شب سرد منتظر مانده به پایم پاییز! بروم دود کنم دردم را و بنوشم کَمَکی چای غلیظ..! و اگر چشم، نگاه تو ندید هی به دلتنگی تو خیره شوم.. بنویسم کَمَکی شعر سپید! کَمَکی دورتر از این شب سرد منتظر مانده به پایم پاییز تا به طغیان برسد اشک شبم و اگر سرد شود وای ! اگر به دلم وسوسه ات افتد اگر.. وxa0 اگر دور تـــــــــو باشی چه شود؟ به خیالت که...
ادامه مطلب