!....آواز صبح

صبح زیبایت بخـــیر تنهاترین محبوب من!
ناجـــیِ افسونگرِ ویرانی و سرکوبِ من!
صبح شد! برخیز بامن زندگی را مزه کن!
من طلب دارم تورا سرمایه ی مطلوبِ من
محوِ آن آرامشت بودم که تو رفتی به خواب
زود برخیز و سلامی کن به این آشوب من!
خواب بودی بی اجازه جُرعه ای نوشیدمت!
ای که چشمانت شرابِ قرمزِ مرغوبِ من!!
هرشب از کاشانه ی آغوش تو زد می شوم
من که یک شاعر نبودم با تو گشتم خوب من
در تــــو من گُـــم گشته ام برخیــز پیدایم نما!
صبــــح زیبــایت بخیر زیـــباتــــرین محبوب من!
(سمیه عاشوری کلور)
ما را در سایت !... دوجهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 220